یاالله. :دی
سلام علیکم ملت. حال شما؟ خوبید؟ من شرمندم بزنید تو گوشم حق دارید. بعله الانم هیچ جا نظر نذاشتم فقط اومدم اپ کنم . خب تخصیر من نیست آخه من که همش خونه پیدام نیست که اه اه. بازم شرمنده. ینی الان توجیه از این مزخرف تر؟! :دی
خب عید هی بدک نبود خوش گذشت... بعله چند عدد عمو + زن و بچه و فامیل اومده بودن عید دیدنی. آقا داشتیم پاسور بازی می کردیم 6 نفره،انقد اینا واسه هم کری می خوندن که فبها فقط من سکوت داشتم. آخرین دست بازی بود که من چندتا رو جمع کردم و تموم شد این زن پسرعموم شروع کرد سر من داد زدن که هی با تو ام اشتباه جمع می کنی! اومدم جواب بدم دلم نیومد گفتم مهمونه اولین باره اومده زشته. یهو دخترعموم سرش داد زد تو به دهاتی چی کار داری؟ تو اصلن حرف از دهنت در میاد می فهمی چی می گی؟ ینی کلن یه دیقه این عروس رو ترور بست بعدش پسرعمومم چپ چپ نیگاش کرد اخر سر برگشت گفت مگه من چی گفتم این طوری می کنید. منم گفتم آقا من غلط کردم بحث تموم کنید. ینی خداییش بدجور توپیدن به عروسه. شبم دخترعموم جای منو خودش و بقیه رو ردیف بالا انداخت این عروس رو گذاشت کنار در. دختره گفت دهاتی من باید جای تو بخوابم که گوشه باشم اخه می دونی بینی م حساسه. گفتم خب باشه اشکال نداره بیاید من می رم اونور. دخترعموم گفت همون تو روتو کن سمت دیوار بینی ت آسیب نبینه ، دهاتی تو همین جا پیش من می خوابی. شبم که هی اینا زدن رقصیدن آخه دخترعموهای من یهو هوس رقص بهشون می ده شبو روز نمی شناسن ینی انقد خندیدما (من بچه ساکتم جلوشون :دی). فرداش که نشستیم اسم بی نقطه یه نقطه و .... بازی کردیم . بچه ی اون یکی دخترعموم گریه کرد اون رفت بعدش من تک شدم(سه گروه دو نفره بودیم) عروس عموم به پسرعموم =شوهرش گفت بیا بازی کنیم ، پسرعموم گفت پس من یار دهاتی می شم گفتم نه شما برید با خانومتون من با زهرا. گفتش نه من یا با تو یا حوصله ندارم بازی کنم دهاتی جان شروع کنیم بسم الله که عروس عمومم یهو قاطی کرد دهاتی تو هیچی نمی فهمی و فلان! که دوباره دخترعموهام شروع کردن به این متلک گفتن ینی تا موقع خواب حال این گرفتن. بعدشم سیزده به در که رفتیم کنار دریا خیلی خوش گذشت اونجام بچه ها زدن رقصیدن ولی من نه نظاره گر بودم والا:دی بعدشم که نه من سبزه گره نزدم والاه به خدا بدم میاد ضایع بازیه شدید جلو جمع :دی راستی اون یکی دخترعمومم دو تا بچه داشت ینی همش رو پای من بودنا تپل عشق بودن به خدا،یکیشون ساکت ساکت بود فقط هر یه ساعت گریه می کرد شیر خشک بهش می دادن :)) من عاشق همین بچه شده بودم خیلی نفس بود دلم براش تنگ شده الان ماشالاه انقدرم خوشگل بودنا جفتشون. دیگه چه خبر؟ آها میزون شب سیزده به در که خسته و کوفته بودیم کلی ادم غریبه اومد مهمونی شدیم 40 الی 50 نفر ینی ظرف شامم من شستم همرو دخترعموم دلش سوخت اومد آب کشید :دی خب همه خسته بودن خیلی آدم بود و همین جا بود که من پی بردم می تونم تو هتل کار کنم کلی پولم بگیرما :دی خب اه اه دانشگاهم که داره شروع میشه اه اه ینی والاه همه ی کتابام نو و دست نخوردن :دی اصلن حوصله ندارم برم کلاسا. خدایا مرگ الان . بیچاره این مدرسه ای ها که 14 رفتن مدرسه :دی ولی در کل چاهاردهم یه اتفاقی افتاد کل عیدم زهرمار شد ولی خب بی خیال...
پ ن: الان فکر نکنید وای وای چقد به دهاتی خوش گذشته ها نه بابا از دیشب انقد گریه کردم و بی خوابی کشیدم اصلن خوش نیستم. شاهدشم امینه که سه و نیم نصف شب می خواستم بش بزنگم :دی
پ ن 3: راستی خانوما کلن خطم خاموشه. اگه خط ایرانسل جدید گذاشتم بهتون اس می دم. کلن اصلن نه که خیلی بامعرفتم!!!! شمام که مشتاق اس دادن به من!!!!! از اون جهت :دی فقط خواستم خبر بدم بهتون :">
پ ن 2: اجیم زنگ زده بود قشنگ بلند داد می زدم صوبت می کردم :دی خب داشتم گریه می کردم داد می زدم که نفهمه صدام کلفت تر شده دیگه. مرده شور منو ببرن با این ترفندام :دی
پ ن 4: ببخشید به کسی نظر نذاشتم، شرمندم کلن من. بعد چند روز دیگه میام وبلاگتون الان نمی تونم ببخشید دوستان
پ ن 5: این دو روز بدجور دارم آهنگای جدید گوش می دم!!! مخصوصن آهنگای هایده خدابیامرز رو :دی نمی دونم چرا وقتی دلم خیلی می گیره می رم آهنگ هایده گوش می دم؟! کلن هر روز دارم با تکنولوژی جلو می رم! :دی
پ ن6: خودمم نفمیدم چی نوشتم هی تیکه تیکه یادم می اومد خاطرات عید نوشتم دیگه... بقیشم یادم نیست خب یهو یادم می افته. در ضمن حافظم عالیه!!! گفته باشم :دی
پ ن 7: الان انقد داغونم که فقط می خوام خدا منو ببخشه.... همین...
پ ن 8 : تو آینه خودمو می بینم وحشتم می گیره :دی لبم تمام پوسته پوسته می ده ناجور صورتمم پر جوش شده قیافمم انقد گریه کردم و موهامم یه شونه نزدم ولی اصلن بگید یه ذره احساس شرم کنم نچ :دی
پ ن 10: مراجعه شود به پ ن 4.
(راستی آژو جان اومده ،من شرمندتم وبتم اومد ولی نظر نذاشتم :"> اگه بزنی تو گوشمم حق داریا من شرمندم جهت دیرکرد پاسخ :"> )
پ ن 9: این بود انشای من در سال 91...