قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

بدون سانسور نوشت های دختر دهاتی!

 

  کاربر مهمان، خوش آمديد!
         

 

 
 


 
درباره :اینجا یه جورایی دفتر خاطرات منه! اکثر حرفایی که اذیت یا خوشحالم می کنه رو می نویسم! هیچ حس کوچک بینی و بزرگ بینی ام ندارم! فقط می نویسم! خواستی بخون نخواستی نخون! فقط اگه می خونی نفرینم نکن که وقتتو گرفتما! (سوالای خیلی خصوصی ام جواب نمی دم) . . . راستی یه چی دیگه، من این جا قرار نیست اون کسی باشم که بقیه می خوان! من همینم که هسم گفته باشم :دی . . . لطفا تا جایی که میشه نظر خصوصی نذارید مرسی
پروفایل مدیر : دختر دهاتی!
 

 

 
 

 

 


 

 


 
 
جمع بندی کردم نوشت...!
 

  نوشته شده توسط دختر دهاتی!در تاریخ ۱۳٩٠/۸/٢۳  
 

سلام بروبچ :دی

آقا من شرمندم آقا منو ببخشید آقا من چاکرم :دی از اول گفتن بادمجون بم افت نداره منم دیگه :دی نه در کل شرمنده.خب کجا بودم و کجاها رفتم دلم نمیاد بگم کجا بودم ولی مسافرت بودم بعدشم که یه قسمتاشو بگم :دی خب مسافرت که نه اردو بود :دی اردوی خوبی بود. البته از اونایی که همش باید بیدار بمونی و این حرفا ولی خوش گذشت :دی الانم از همون اردو برگشتم مریضم صدامم گرفته هنوز خوب نشده هی ... چرا صدام گرفته؟ خب از بس که هفته پیش جیغ زدم باو :دی رفتیم شهربازی (توهمون اردو) بعدش خواستن بروبچ سوار ترن هوایی شن. گفتن دهاتی بیا توام. نصف دوستا می گفتن نرو نصفشون برو. خلاصه رفتیم:دی من قبل رفتن ( بچه ها اگه من مردم این گوشی منو بدید به نازی دوربین برای اجیمه شماها برنداریدا پولامو بین خودتون تقسیم نکنیدا بذارید خرج دفنو کفنم :دی ینی قبل رفتن این دوستم فاطمه چشاش پراشک شد گفت نرو  گفتم نه دیگه این وداع آخرمه رفتیم بروبچ :دی) بعدش اولین گروه بودیم تو بچه ها سوار شدیم دیگه. اول داشت می رفت بالا خوشحال بودم که من سنگینم حرکت نکنه اینا نیگر دارن پیاده شیم :دی دور از جون به گ... خوری افتاده بودم :دی دیگه سرعت نگرفت از ته دل جیغ می زدم تو راهم هی می گفتم خدایا توبه منو ببخش من غلط کردم از ته دل توبه می کردم :دی نگو  وایستاده من همچنان داشتم غر می زدم خدایا منو ببخش اگه مردم منو ببخشیا دیدم بچه ها می زنن بهم پاشو دهاتی تموم شد :دی پیرمرد مسولش اومد کمکمون کنه پیاده شیم می گم اقا حتمن تموم شده دیگه؟ انقد خندید بهم  :دی (خوبه اپولو هوا نکرده بودم یه ترن سوار شده بودم :دی ) این اردو اینش خوب بود اکثر دوستای قدیمم با ادمای سن بالا بود اون جوجه های سال اولی رو نیاورده بودن :دی بعدش گفتم بیایم بریم من یه چی بخرم بخورم صدام گرفته به خدا. دیدم نوشته شیرکاکائو داغ. گفتم اقا یه شیرکاکائو داغ بدید. نگفت 2000 می خواستم خودمو بکشم :دی خسیس شماهایید ولی من صدسال اون شیرکاکائو دوتومنی رو یادم نمیره :دی تازه برای همه تعریف کردم به شیرکاکائو دوهزار دادم اخرسر بابام گفت دختر دوتومنه دیگه فدای سرت . ینی ابرو نذاشتم واس خونواده :دی  دیگه کجاها رفتیم؟ جاهای دیگه هم رفتیم گویا :دی

تو اردو دو تا از پسرا بودن یکیش خیلی مزاحم می شد اون یکیش هرجا می رفتم می افتاد دنبالم.حالا خوبه مسولان بسیج بودنا جدی می گم. یکیشون دوس دخترم داشت دوس دخترشم اردو بودا ولی از رو نمی رفت بی شعور. یه بار باهاش دعوام شد. رفتم ساکمو از اتوبوس بیارم اون داشت می اورد گفتم ببخشید این ساک منه (با اخمو انگار الان بابامو کشته :دی ) گفت نه برو من میارم. گفتم نه ببینید این ساک منه بدید خودم میارم. گفت نه من میارم اومدم جوابشو بدم که گفتم زشته حالا بقیه می گن اینا بهم دارن چی می گن. بعدش من زودتر راه افتادم اومدم بالا اینم ساکمو اورد بعدش دوس دخترش می گه این ساک صورتی رو کی جا گذاشته بود؟ گفتم من جا نذاشتم گفتم بهشون بدن به من ندادن خودشون اوردن. به دختره شک وارد شد. به خدا اون موقع نمی دونستم دوس دخترشه وگرنه نمی گفتم :( پسره سر دختره داد می زد اصلا یک وضعی بودا :( دختره گفت اخه یکی عاشق پیدا بشه که من عاشقش بشم :( دلم کباب شد. خواستم بگم اگه منم با اون دوست بودم اونم می اومد با تو. غصه نخور که نگفتم. کلا از این پسرای چندش که همش همزمان سازی دارن نفرت دارم بمیرن بهتره به نظرم والاه عوضی..

خب دیگه ؟ خب از اون هفته تا این هفته اینارم یادم مونده باید شکر کرد :دی

پ ن : ببخشید واقن شرمندم به خدا سرم شدیدن شلوغ شده کلی کار عقب افتاده دارم میانترمامم این سه هفته گذاشتن اگه تموم شدن میام بازم شرمنده که نیستم یه مدتی

پ ن3: همچنان شرمنده ایم. دوس دارم وباتون بیام ولی باور کنید وقتم خیلی کم شده . بازم ببخشید

پ ن2: همش معذرت. کلن شرمنده. اصن نه که همش ارزو می کنید من بیام وبتون!!!! از اون جهت می گما!!! وگرنه... :دی

پ ن4: سرم خلوت شه چند هفته دیگه سروکلم پیدا می شه طومار می نویسیم :دی

پ ن5:  چیه چش ندارید زیاد بنویسم؟ هوم؟ :دی چشم حسود واه واه



  کلمات کلیدی :
نظرات ()
 
 




 
 
مطالب پیشین
 

     
 
 



 
 

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://faghatboro1.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com